Saturday, April 13, 2024
معماری تعادل
Friday, March 22, 2024
خوابهای پراکنده: اندوه منتظر
تو بک گراند صدای آهنگ برادر جان داریوش میاد.
میگه < نمی دونی... نمی دونی...>
انگار که گردنم سیم جاروبرقیه. تا جایی که بخوام می تونم سرمو از تنم به هر وری دور کنم. سرمو کش میدم جوری که می چرخه میاد دهنم دم گوش خودم. جوری نجوا می کنم که صدای داریوش بمونه واضح تو بک گراند:
« یه اندوه منتظر،
یه نه ی مراقبه شده، شنیده نشده و رد شده... »
فکر کنم منظورم مرگ بود. و هستی کر و بیرحمی که مخاطب اون اندوه ه.
Tuesday, February 27, 2024
حباب - بازنشر و متمم
گیلیک...!
گیلیک...!
Friday, November 17, 2023
خوابهای پراکنده: زبون
زبونی که از ساقه جدا شده. مث Venus Flytrap (گیاه مگس خوار) که از ساقه ش کنده شده. ساقه یی که تو ریه م ریشه داره و صاف از مجرای نای راه باز کرده و از دهنم زده بیرون.
هل شدم. موبایلو ورداشتم که ۹۱۱ رو بگیرم. ولی دیدم چه جوری میشه درخواست کمک کرد وقتی زبون ام افتاده رو زمین و نمیشه حرف زد.
همایون شجریان آشپز بود تو یه ساندویچی. زبون طبخ می داد. بعد دیدم یهو زبون اونم افتاد رو زمین کنار زبون من. خاکی و کثیف شد. همایون هم که هل شده بود تا دید زبون بدرد نخور و نازنینش الانه که ازدستش بره پرید ورش داره. ولی با اون کفش آج دار و یغورش صاف پا گذاشت رو زبون من. آخ ام دراومد. آخ گفتن زبون نمی خواست واسه همین شنید و شرمنده پاشو ورداشت از روش.
زبونمو هی با دست می گرفتم بالا به آدمای رهگذر تو پیاده رو نشون می دادم بلکه یکی بفهمه چی می گم. به دادم برسه و ببرتم بیمارستان که بدوزمش سر جاش.
هیچی. هیچکس محل سگم نذاشت. زبونو در یه حرکت تاریخی گذاشتم تو دهنم. جوییدم و قورتش دادم. بلکه این جوری به خودم برش گردونم.