Thursday, March 3, 2016

نگتیو یه نیمه شب پر ستاره

واسه دیدن آسمون پر ستاره شب وسط روز یه راهی پیدا کردم. میام سراغت. تو پشت به من وایسادی تو قاب پنجره. خم شدی رو هره ش. دستتو پایه کردی زیر چونه و آسمون آبی تیرماه و نگا می کنی. از پشت یواشی دو لبه ی آزاد پیرهنتوکه فقط با یه تکمه زیر موهات بهم وصلن می زنم کنار. مث دو لنگه ی پرده تور. پوست سفیدت پر از خال های ریز و درشته... انگار یه عصری دمر و تاپ لس رو چمن خوابت برده باشه و از آسمون شکلات آب شده باریده باشه روت. پوست تنت میشه خودش یه پنجره ی کوچیک به نگتیو آسمون یه نیمه شب پر ستاره. با بک گراند سفید و نقطه های سیاه. سرمو می کشم تو و نفس عمیق می کشم...  بوی یاس و برگای خیس گلدون میاد. اینجا حیاط خلوت دنجمه. یه secret garden . پر پیچک با تا دو تا صندلی برا نشستن و تماشای ستاره های شکلاتی. کممه. دست و پامم می کشم از قاب پشتت تو و میرم می شینم رو یکی از اون صندلی ها و سیگاری روشن می کنم تا بیای.

2 comments: