Friday, December 7, 2018

سوراخهای XXL


 مث عنکبوتی که وقتی چس مثقال بچه بوده از سوراخ دیوار این زیرزمین اومده تو و دیگه هم یادش نمی آد راه بیرون رفتنشو از این دخمه. اومدیم تو. به این دنیا.

ما تار می تنیم. تار افکار. تاری که قراره درک ما از دنیا رو تغذیه کنه. هر سرشو به یه جا می چسبونیم. به یه مشت فکر و خیال و علم و سنت و چیزهایی که شبیه عشقه و تعصب و ایمان. بعد میریم وسطش میشینیم. به امید پشه هایی که توش بیفتن که بسته بندیشون کنیم و بذاریم کنار واسه روز مبادا. که اگه یه عنکبوت دیگه یی از دم دکونمون رد شد با افتخار یکی دوتا از این دست آوردهای ریزی که بصورت پشمکی اینقدر حولشون تنیدیم که حالا قد یه گاو گنده شدنو بیگیریم دو دستی بالا که... هوی... ببین... که ثابت بشه این تار و پود ماست که همه چی رو می گیره. که ثابت بشه تور کردیم همه ی پشگان رموز و مگسان یقین عالم  رو به همین یه وجب تاری که از کونمون (به معنی واقعی کلمه) در آوردیم. که مال ماست که همه رو می گیره. که مال ماست که مو لا درزش نمی ره. غافل از اینکه اون تار به فوتی بنده و اون عنکبوتی که در مرکز خطوط متحد المرکز افکارش چنبرک زده به تفی. 

 تو این زیرزمین تاریک دلمون خوشه به ارتعاش گاه به گاه فرش ریش ریشی که روش بساط کردیم. فرشی که مث یه فیلتر دو بعدی می خواد همه ذرات معلق سیال سه بعدی رو در خودش ببلعه. این فیلتر با سوراخهای خیلی گشادش همه ادراک ماست. هیچ تار عنکبوتی اونقدر بزرگ نیس که همه ی پشه های عالمو بگیره. هیچ مفهوم پران قلبمه و سنگینی نیس که هراس داشته باشه از این یه وجب نخ. ما آزادانه می رقصیم و قر می دیم تو فضایی که که حول خودمون کش دادیم و گستاخانه اسمشو گذاشتیم "همه چی".

وقت خونه تکونی آخر هر سال همیشه جاروی کلافه ی مامانی هس که بیاد و بساطمونو ورچینه.

2 comments:

  1. kheili kheili doos dashtam..ino bayad sare forsat chand baar digeh bekhunam..yejurayi lop e kalamesh, harfe poste akhare manam hast..mine is sugarcoated as always..yours is bluntly black as always :)

    ReplyDelete
  2. second read...loved it even more

    ReplyDelete