پیاده روی در سلول انفرادی
Friday, January 17, 2014
ابر انسان ۱
›
تو، تویی که می بخشی چون می دانی چیزی از پلشتی خود نمی دانم. تو، تویی که می بخشی چون می دانی مغز من از فضیلت تو کوچک تر است. تو، تویی که مرا...
Monday, November 11, 2013
›
یادم ترا فراموش و صبح سردی که نور ماسید روی پرده یی که نبود و آسفالتی که آنچنان سیلی زد بر پای لختم که خوابم پرید و چنگ زدن به فر...
Tuesday, July 23, 2013
مهدی موسوی
›
Monday, April 22, 2013
دگردیسی
›
چشاتو که وا می کنی فکر می کنی که مردی فقط از سر تناسخ بی هیچ پرسش و پاسخ ولت کردن از هوا یه راست افتادی اینجا یه لاشه سگ تو آ...
‹
›
Home
View web version