پیاده روی در سلول انفرادی
Wednesday, February 5, 2014
ابرانسان ۲
›
رگ و پوست پر از سم دنیا غرق در ماده ی مسکنی که نبینیم حقیقتو. اولین جفتکهای کشف حقیقتو که می زنی تو راهنمایی و دبیرستان همه چی می شه یه رو...
Friday, January 17, 2014
ابر انسان ۱
›
تو، تویی که می بخشی چون می دانی چیزی از پلشتی خود نمی دانم. تو، تویی که می بخشی چون می دانی مغز من از فضیلت تو کوچک تر است. تو، تویی که مرا...
Monday, November 11, 2013
›
یادم ترا فراموش و صبح سردی که نور ماسید روی پرده یی که نبود و آسفالتی که آنچنان سیلی زد بر پای لختم که خوابم پرید و چنگ زدن به فر...
Tuesday, July 23, 2013
مهدی موسوی
›
‹
›
Home
View web version