پیاده روی در سلول انفرادی

Saturday, February 2, 2019

خوابهای پراکنده: یادواره ی خونی

›
یه گروهک فاشیستی دختر پسرای جوون و می گرفتن می بردن به اسارت. که شستشوی مغزی بدنشون و ازشون یه مشت سرباز سادیست دربیارن. مث فیلم سالو. جای...
1 comment:

پدرخوانده

›
شده به دستای پیرش فکر کنی؟ دستایی که هرچی پیرتر میشه فرزتر و قبراق تر میشه؟ انگار هر خطی که زمان رو دستش چروک تازه میندازه شاهدیه بر حرکت ...
2 comments:
Friday, December 7, 2018

خوابهای پراکنده: هیتلر صابونچی

›
هیتلر بعد از خودکشی و پایان نافرجامش یه مدت دچار سرگشتگی شد. نمی دونس حالا که خودشو بازخرید کرده با زندگی ش چیکار باید بکنه. باید شغلی واس...

سوراخهای XXL

›
 مث عنکبوتی که وقتی چس مثقال بچه بوده از سوراخ دیوار این زیرزمین اومده تو و دیگه هم یادش نمی آد راه بیرون رفتنشو از این دخمه. اومدیم تو....
2 comments:
‹
›
Home
View web version

Contributors

  • Shahin
  • پیاده روی در سلول انفرادی
Powered by Blogger.