من اینجا نیستم. تو کیبورد فرو می ره دستم. مثل عبور روح از سنگ. مثل نشت تن تو مبل. مثل غرق شدن لباس تو آب. مثل رد شدن صدا از دیوار. .
اگر این اتاق آوار شه، اگه این مبل و میز و لپ تاپ خاکستر، اگه رعد و برق سیمهای سقف بشم بچسبم مثل یه لکه قیر به شیشه، آب از آب تکون نمی خوره... من همچنان می نویسم و تو همچنان بی خیال، تو چریدن واقعیت خودت فک می جنبونی...
تو حبابکی هستی تو خواب کفشدوزکهای گلدون من... و خرکیف که مثلا حباب بودن ات به انتخاب خودت بوده!
قبل از اینکه بفهمی کفشدوزک، به انتهای برگت رسیدی.
No comments:
Post a Comment