پیاده روی در سلول انفرادی
Wednesday, October 27, 2010
›
تو میگی پوچ پوچی ... و چه حسیه این پوچ پوچی عوضش من پرم ... پر از نبودن، نرفتن ، نگفتن، نداشتن.. هرچقدر تو با صبر و آرامش و احتیاط مین...
1 comment:
Sunday, October 17, 2010
یک ثانیه خفه خون
›
از له له هار دقایق که بگذریم طعم بوسه ی تو هرگز دیر نمی شود من و تو کنار هم بارها نشستیم آرام بی آنکه از کنار بودن هم آرام گرفته باشی...
Saturday, October 16, 2010
حریم شخصی
›
گاهی وقتها حریم شخصی یه آدم می شه قد یه تخت خواب دو نفره ... قد لبه ی یه تخت خواب دونفره قد منتهی الیه لبه ی یه تخت خواب دو نفره قد رو ...
حباب
›
باز هم زاییدم... گیلیک..! یک بچه حباب از گوشم در اومد و یواش یواش رفت بالا تا سقف اتاق گرفتتش.. از الان تا ۵ که بشمرم ترکیده.. یک..دو..س...
‹
›
Home
View web version