پیاده روی در سلول انفرادی
Friday, September 9, 2011
قاشقی وجود نداره
›
من اینجا نیستم. تو کیبورد فرو می ر ه دستم. مثل عبور روح از سنگ. مثل نشت تن تو مبل. مثل غرق شدن لباس تو آب. مثل رد ش دن صدا از دیوار...
Saturday, August 6, 2011
من می دونم دیگه کارم تمومه...!
›
گالیور وار زندگی کردم من خر. بیشتر عمرمو مث مرده ها خوابیدم و گذاشتم کوتوله ها بیان رو سینه ام بشینن و شهرک بسازن. هر از گاهی از خواب ...
Thursday, July 28, 2011
چهل و شش - و ۲
›
من انتخاب می کنم که زندگی کنم و رشد . بگیرم و بدهم و کنم حرکت . بیاموزم و عاشقی کنم و گریه . بمیرانم و بمیرم و باشم پارانوید و بگ...
برداشتهایی آزاد از افکار یه آدم از هفت دولت آزاد
›
1-"برنامه ات چیه؟" برداشت: نخودی هستم پی خوابهای سیاه فرستاده شده یا نود دقیقه ای در انتظار وقت تلف شده. 2-"ناهار ...
‹
›
Home
View web version