میلرزم. با فرکانس خیلی پایین مثل موبایل رو ویبره. تو لانج دانشگاه
دنباله یه جا واسه ولو شدن این ور و اون ور میکنم... سرمو کردم زیر آب
. صداها مبهم و بم اند... رنگها روی تخم چشمهام ناخن میکشن...
ابروهای کشیده و کمانی، موهای بسته شده پشت سر که منحنی پیشونیشو آزاد کرده، چشماش که غرق چیزی رو مونیتور مک ش با اغراق زیادی میخنده و سفیدی نوری که سرمای ملایمی به پوست صافش پاشیده ...
چیزی رو سینه م جوری سنگینه که دنده هام مثل بدنه ی یه لنج پیر با هر جزر و مد نفس قج قج میناله...
کاش میشد اهسته تر نفس بردارم ...
مثل تو یی که زیباییت رو میشناسی و با هر حرکت انگشت ، لب و سر به نگاه هایی که رو تو موج میزنه سلام میکنی
ابروهای کشیده و کمانی، موهای بسته شده پشت سر که منحنی پیشونیشو آزاد کرده، چشماش که غرق چیزی رو مونیتور مک ش با اغراق زیادی میخنده و سفیدی نوری که سرمای ملایمی به پوست صافش پاشیده ...
چیزی رو سینه م جوری سنگینه که دنده هام مثل بدنه ی یه لنج پیر با هر جزر و مد نفس قج قج میناله...
کاش میشد اهسته تر نفس بردارم ...
مثل تو یی که زیباییت رو میشناسی و با هر حرکت انگشت ، لب و سر به نگاه هایی که رو تو موج میزنه سلام میکنی
...مثل تویی که انگار تنهاوظیفه ات تو زندگی انتخاب بین ناز کردن آگاهانه و نا آگاهانست
No comments:
Post a Comment