Sunday, February 13, 2022

بطری نامه

به تویی که عزیزت کند و رفت...
 
جاش نمیگم خالی نباشه که معلومه هست. تو این همه سال آدمای زیادی از پیشم رفتن یا از پیششون رفتم. هربار یه تیکه کنده شد. هر بار یه حفره جدید. ولی دیدم اگه بهش یه جور دیگه نیگا کنم شاید تحملش آسونتر شه. مثلا این آدما نامه هایی ان که تو بطری میذاری و پرت می کنی تو آب. اینجوری حتی وقتی اینقدر دور شد که دیگه دیده نمیشه می دونی یه جایی به یه سمتی داره راشو ادامه میده. اینکه محتوای اون نامه از خود کاغذی که کنارت بوده مهمتره. اینکه از کنارت بودن مهمتره. اینکه شاید اون سر دنیا کسی فرصتشو پیدا کنه از خوندن نامه ی مورد علاقت لذت ببره. باهم از راه دور یه عشق‌مشترک و تقسیم کنین. اینکه شاید یه‌روز اون بطری رو آب برگردونه به ساحلت و ببینی چند صفحه ی دیگه هم بهش اضافه شده. پرتر شده. و هنوز نامه ی تو اِ.
 
عشق‌خودخواه اِ. دوست داشتن اما فرق می کنه. بخشنده س. اون بطری رو فقط کسی جرات داره پرت کنه تو آب که دوست داشتن بلده.

2 comments:

  1. نامه های ام هستن که دوست ندارن حبس بطری شن، premature
    انگار انداخته میشن تو آب، که نه شنا کنن و پیش برن نه اگه دستی درشون اورد از تو اون زندون شیشه ای سر از معنیشون در بیاره دوباره تو بطری وبه آبشون نده. اونا ارواح سرگردون آب می شن.. یتیم شده های نارس عشق

    ReplyDelete
  2. اینم زاویه دیدیه. با استعاره نامه و بطری و آب میشه قصه گفت کلی

    ReplyDelete