Friday, March 22, 2024

خوابهای پراکنده: اندوه منتظر

تو بک گراند صدای آهنگ برادر جان داریوش میاد.

میگه < نمی دونی... نمی دونی...>

انگار که گردنم سیم جاروبرقیه. تا جایی که بخوام می تونم سرمو از تنم به هر وری دور کنم. سرمو کش میدم جوری که می چرخه میاد دهنم دم گوش خودم. جوری نجوا می کنم که صدای داریوش بمونه واضح تو بک گراند:

« یه اندوه منتظر،

یه نه ی مراقبه شده، شنیده نشده و رد شده... »

فکر کنم منظورم مرگ بود. و هستی کر و بیرحمی که مخاطب اون اندوه ه.

 

3 comments:

  1. چقدر خوبه این…امیدوارم یه روز از این خواب ها یه دیوان بسازی ومن وامسال من مثل کتاب “تائو جوهر‌زندگی” بهش رجوع‌ کنن — برای‌دسترسی‌ما میراها با عوالمی که فقط تو تجربه می کنی

    ReplyDelete
  2. شت‌امثال و امسال نوشتم

    ReplyDelete