سلام بر کسی که منو شناخت و خودشو نشناخت.
داستان من وتو بیشتر از یکی دو خط نیست..
شاعر آلوده به خواب
انگشت تو حلقش پینه بست و بد مسخیشو قی نکرد
شاعر آلوده به خواب
همش اوق زد سر کاسه ی حرفاش
شاعر آلوده به خواب
داستان من وتو بیشتر از یکی دو خط نیست..
شاعر آلوده به خواب
انگشت تو حلقش پینه بست و بد مسخیشو قی نکرد
شاعر آلوده به خواب
همش اوق زد سر کاسه ی حرفاش
شاعر آلوده به خواب
چروک خورد جوونیش بس که با پیریش ور رفت
عدد تیرهایی که ول کردم زده از کنتور حافظه بیرون
تیرهای خلاصی که خلاصم نکردند
تو نه هدف بودی نه نشونه
یه تیر بودی
دنبال یه نشونی
از یه دوست
که نشونی خونه ش وتو خونه م جا گذاشت
سوم تیرم مبارک!
No comments:
Post a Comment