Saturday, December 20, 2025

جریان سیال خاک

شده تا حالا بری تو نخ اون ذره های ریزی که تو نور آفتاب اتاقت موج می خورن و تو هم و با هم می رقصن؟
 
قبل خوندن متن، این آهنگو پلی کن و به ویدیوی زیریش نگاه کن:
 
 
 
نصفی از ذرات معلق هوای اتاق سلول‌های مرده پوست تواِ. 
تویی این خاک پراکنده در چهارسوی اتاق. رقصان در نور خمیده پنجره ی صبح. کنار میز. پشت صندلی. اونورتر بالای قاب عکس ها.
 
تویی شاهد خاک شدنت با سرعت سوپراسلوموشن. هر روز. همین جا.
 
ببین که مرز این بودن تن تو و هرآنچه غبار اتاقه، مرز نیست. 
 
ببین اون سلولهای مرده معلق خاک شده، خاک مرده یی که تا دیروز تو بودی، چطور رقص کنان در رهگذر رهایی از کوچکی و گرفتگی دنیای تو به هوای آزاد بیرون پنجره، بوسه می زنند بر سلول‌های زنده پوستت و رد می شن و می رن، همین طور که بر مبل لمیده یی بی خیال و بی خبر، خاک زنده یی که تویی. 
 
بوسه ی سلولهای مرده بر زنده.
بوسه خاک منقضی بر خاک تازه.
بوسه جریان سیال این رودخونه غبارآلود بر گرداب چند میلیمتری گیر کرده روی مبل. که دیر نکنی. زودتر اضافه شی. 

"هر ذره که در خاک زمینی بوده‌ست
پیش از من و تو تاج و نگینی بوده‌ست
گرد از رخ نازنین به آزرم فشان
کآن هم رخ خوب نازنینی بوده‌ست"

و یادتم باشه که:
 
"این کوزه چو من عاشقِ زاری بوده‌ست
در بندِ سرِ زلفِ نگاری بوده‌ست
این دسته که بر گردنِ او می‌بینی
دستی‌ست که بر گردنِ یاری بوده‌ست"
 

 

1 comment: