راحتم کردی.
کاش بودم و در سکوتت به مرگ میرسیدیم.
قرارمون این بود که هیچ کس به سیاه نبودن قلب هیچ گرگی شک نکنه. حالا اگه لحافت رو کشیدی تا بیخ سر و اشکی نیومد، برو هی بخند سر میز صبحونه که مثلا انگار نه انگار که شبا هم دیگه زوزه ی زیر پتو رو تاب نمی آرن....
کسی نمونده. تو موندی و چند وهم خوشایند گونه و غریب دیگه.
از بین این قلیل خواب-گونه تو رو بسیار دوست می گیرم
شاهزاده ی کوچک من
کاش بودم و در سکوتت به مرگ میرسیدیم.
قرارمون این بود که هیچ کس به سیاه نبودن قلب هیچ گرگی شک نکنه. حالا اگه لحافت رو کشیدی تا بیخ سر و اشکی نیومد، برو هی بخند سر میز صبحونه که مثلا انگار نه انگار که شبا هم دیگه زوزه ی زیر پتو رو تاب نمی آرن....
کسی نمونده. تو موندی و چند وهم خوشایند گونه و غریب دیگه.
از بین این قلیل خواب-گونه تو رو بسیار دوست می گیرم
شاهزاده ی کوچک من